فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کاریوتیپ

تأییدنشده

der Karyotyp جمع: die Karyotypen اسم

اسم

  • کاریوتیپتأییدنشده

دستور زبانِ Karyotyp

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Karyotyps
جمع
die Karyotypen
تلفظ
[kaʁyoˈtyːp]
همهٔ صورت‌ها
  • Karyotypenحالت نهادی، جمع
  • Karyotypsحالت اضافی، مفرد
  • Karyotypenحالت اضافی، جمع
  • Karyotypenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Karyotypenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها