فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ستون زن‌پیکر

تأییدنشده

die Karyatide جمع: die Karyatiden اسم

اسم

  • ستون زن‌پیکرتأییدنشده

دستور زبانِ Karyatide

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Karyatide
جمع
die Karyatiden
تلفظ
[kaʁyaˈtiːdə]
همهٔ صورت‌ها
  • Karyatidenحالت نهادی، جمع
  • Karyatidenحالت اضافی، جمع
  • Karyatidenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Karyatidenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها