فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چیپس

تأییدنشده

čips

der Kartoffelchip جمع: die Kartoffelchips اسم

اسم

  • چیپسčips(thin deep-fried slice of potato)(thin, crisp, fried piece of potato or vegetable)تأییدنشده

دستور زبانِ Kartoffelchip

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Kartoffelchips
جمع
die Kartoffelchips
تلفظ
[kaʁˈtɔfl̩ˌt͡ʃɪp]
همهٔ صورت‌ها
  • Kartoffelchipحالت نهادی، مفرد
  • Kartoffelchipsحالت نهادی، جمع
  • Kartoffelchipsحالت اضافی، مفرد
  • Kartoffelchipsحالت اضافی، جمع
  • Kartoffelchipحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Kartoffelchipsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kartoffelchipحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Kartoffelchipsحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها