نقشه
naġše[næʁ.ʃé]
اسم
- نقشه
- ورق بازی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بلیت
- ورق
- کارت
- خریطه
- بلیط
- راهنامه
دستور زبانِ Karte
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Karte
- جمع
- die Karten
- تلفظ
- [ˈkaʁtə]
همهٔ صورتها
- Karten
- Karten
- Karten
- Karten
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
17. Gesetz der Macht: Lass andere mit den Karten spielen, die du austeilst.
قانون ۱۷ قدرت: بگذار دیگران با کارتهایی که بین آنها تقسیم میکنی بازی کنند.
Das Schicksal mischt die Karten, und wir spielen.
سرنوشت ورقها را بر میزند و ما بازی میکنیم.
Mische die Karten!
ورقها را بر بزن!
Welchen Maßstab hat diese Karte?
این نقشه چه مقیاسی دارد؟
Die Anzahl der Karten begrenzt.
تعداد بلیتها محدود است.
Jetzt werden die Karten neu gemischt.
اکنون کارتها دوباره بر خواهند خورد.
Bitte misch die Karten sorgfältig.
لطفا ورقها را با دقت بر بزن.
Lass uns die Karte auf dem Tisch ausbreiten und darüber reden.
بگذارید که نقشه را بر روی میز بگسترانیم و دربارهٔ آن صحبت کنیم.
Zeigen Sie auf der obigen Karte, wo Puerto Rico liegt.
نشان دهید در نقشهٔ بالا پورتو ریکو کجا قرار دارد.
Das Schicksal mischt die Karten, wir spielen.
سرنوشت کارتها را بر میزند، ما بازی میکنیم.