فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فلات کارست

تأییدنشده

der Karst جمع: die Karste اسم

اسم

  • فلات کارستتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کارستتأییدنشده
  • میتینmitin(mattock)(agricultural tool)تأییدنشده

دستور زبانِ Karst

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Karstes, des Karsts
جمع
die Karste
تلفظ
[kaʁst]
همهٔ صورت‌ها
  • Karsteحالت نهادی، جمع
  • Karstesحالت اضافی، مفرد
  • Karstsحالت اضافی، مفرد
  • Karsteحالت اضافی، جمع
  • Karsteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Karstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Karsteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها