فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قارچ قیصر

تأییدنشده

der Kaiserling جمع: die Kaiserlinge اسم

اسم

  • قارچ قیصرتأییدنشده

دستور زبانِ Kaiserling

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Kaiserlings
جمع
die Kaiserlinge
تلفظ
[ˈkaɪ̯zɐlɪŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Kaiserlingeحالت نهادی، جمع
  • Kaiserlingsحالت اضافی، مفرد
  • Kaiserlingeحالت اضافی، جمع
  • Kaiserlingenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kaiserlingeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها