فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

روستا

تأییدنشده

rustâ[ɹuːs.t̪ʰɒː]

das Kaff جمع: die Kaffe, die Kaffs, die Käffer اسم

اسم

  • روستاrustâ[ɹuːs.t̪ʰɒː]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دهکده(small village)pejorativeتأییدنشده

دستور زبانِ Kaff

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Kaffs, des Kaffes
جمع
die Kaffe, die Kaffs, die Käffer
تلفظ
[kaf]
همهٔ صورت‌ها
  • Kaffeحالت نهادی، جمع
  • Kaffsحالت نهادی، جمع
  • Käfferحالت نهادی، جمع
  • Kaffsحالت اضافی، مفرد
  • Kaffeحالت اضافی، جمع
  • Kaffsحالت اضافی، جمع
  • Käfferحالت اضافی، جمع
  • Kaffenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kaffsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Käffernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Kaffeحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Kaffsحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Käfferحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Kaffesحالت اضافی، مفرد

مثال‌ها

jem. zum Kaffe einladen

کسی را به قهوه مهمان کردن

منابع و ارجاع‌ها