فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کابل

kâbl[kʰɒ́ːbl̥]

das Kabel جمع: die Kabel اسم

اسم

  • کابلkâblکابِل[kʰɒ́ːbl̥](assembly of wires for electricity)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سیمsim[siːm]تأییدنشده
  • کیبل(assembly of wires for electricity)دریتأییدنشده

دستور زبانِ Kabel

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Kabels
جمع
die Kabel
تلفظ
[ˈkaːbl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Kabelsحالت اضافی، مفرد
  • Kabelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ausgefranste elektrische Kabel können gefährlich sein.

کابلهای برق ریشریش شده می‌توانند بسیار خطرناک باشند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

offene Verlegung von Kabeln

سیم کشی در فضای آزاد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: raggione (de #3457306), cojiluc (fa #13528127), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها