فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دادرسی

تأییدنشده

dâd-rasi[d̪ɒːd̪.ɹæ.síː]

das Justizwesen جمع: die Justizwesen اسم

اسم

  • دادرسیdâd-rasiدادرِسی[d̪ɒːd̪.ɹæ.síː]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مراحل دادرسیتأییدنشده

دستور زبانِ Justizwesen

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Justizwesens
جمع
die Justizwesen
تلفظ
[jʊsˈtiːt͡sˌveːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Justizwesenحالت نهادی، مفرد
  • Justizwesenحالت نهادی، جمع
  • Justizwesensحالت اضافی، مفرد
  • Justizwesenحالت اضافی، جمع
  • Justizwesenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Justizwesenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Justizwesenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Justizwesenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها