فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اشتباه قضائی

تأییدنشده

der Justizirrtum جمع: die Justizirrtümer اسم

اسم

  • اشتباه قضائیاِشتِباهِ قَضائیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نقض عدالتتأییدنشده
  • به شوش زدند گردن مسگریبه شوش زَدَند گَردَنِ مِسگَری(Der Eisenschmied in Balch macht den Fehler, der Kupferschmied in Schusch wird bestraft)تأییدنشده
  • گناه کرد در بلخ آهنگریگُناه کَرد دَر بَلخِ آهَنگَری(Der Eisenschmied in Balch macht den Fehler, der Kupferschmied in Schusch wird bestraft)تأییدنشده

دستور زبانِ Justizirrtum

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Justizirrtums
جمع
die Justizirrtümer
تلفظ
[jʊsˈtiːt͡sˌʔɪʁtuːm]
همهٔ صورت‌ها
  • Justizirrtumحالت نهادی، مفرد
  • Justizirrtümerحالت نهادی، جمع
  • Justizirrtumsحالت اضافی، مفرد
  • Justizirrtümerحالت اضافی، جمع
  • Justizirrtumحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Justizirrtümernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Justizirrtumحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Justizirrtümerحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها