اشتباه قضائی
تأییدنشده
der Justizirrtum جمع: die Justizirrtümer اسم
اسم
- اشتباه قضائیاِشتِباهِ قَضائیتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نقض عدالتتأییدنشده
- به شوش زدند گردن مسگریبه شوش زَدَند گَردَنِ مِسگَری(Der Eisenschmied in Balch macht den Fehler, der Kupferschmied in Schusch wird bestraft)تأییدنشده
- گناه کرد در بلخ آهنگریگُناه کَرد دَر بَلخِ آهَنگَری(Der Eisenschmied in Balch macht den Fehler, der Kupferschmied in Schusch wird bestraft)تأییدنشده
دستور زبانِ Justizirrtum
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Justizirrtums
- جمع
- die Justizirrtümer
- تلفظ
- [jʊsˈtiːt͡sˌʔɪʁtuːm]
همهٔ صورتها
- Justizirrtumحالت نهادی، مفرد
- Justizirrtümerحالت نهادی، جمع
- Justizirrtumsحالت اضافی، مفرد
- Justizirrtümerحالت اضافی، جمع
- Justizirrtumحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Justizirrtümernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Justizirrtumحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Justizirrtümerحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاعها