فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حقوق‌دان

der Jurist جمع: die Juristen اسم

اسم

  • حقوق‌دانحُقوقدان
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قانوندانتأییدنشده
  • حقوق‌شناس(expert of law)تأییدنشده

دستور زبانِ Jurist

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Juristen
جمع
die Juristen
تلفظ
[juˈʁɪst]
همهٔ صورت‌ها
  • Juristenحالت نهادی، جمع
  • Juristenحالت اضافی، مفرد
  • Juristenحالت اضافی، جمع
  • Juristenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Juristenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Juristenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Juristenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Wenn es keine schlechten Menschen gäbe, gäbe es keine guten Juristen.

اگر هیچ آدم خوبی نبود، هیچ قاضی خوبی هم نبود.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2221217), cojiluc (fa #12130860), tatoeba.org
منابع و مجوزها