ایوب
eyyub[ʔej.júːb̥]
اسم خاص
- ایوب
اسم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- شغل
- کار
دستور زبانِ Job
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Jobs
- جمع
- die Jobs
- تلفظ
- [d͡ʒɔp]
همهٔ صورتها
- Jobs
- Jobs
- Jobs
- Jobs
- Jobs
اسم خاص
- جنس دستوری
- der/die (مذکر، مؤنث)
- حالت اضافی
- des/der Job, des/der Jobs
- جمع
- die Jobs
- تلفظ
- [ˈjɔp]
همهٔ صورتها
- Jobs
- Jobs
- Jobs
- Jobs
- Jobs
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die Auswahl einer geeigneten Person für diesen Job ist schwer.
بر گزیدن یک فرد مناسب برای این شغل دشوار است.
Mein Job ist es nicht, es den Leuten besonders leicht zu machen. Mein Job ist es, sie besser zu machen.
کارم این نیست که به آدمها سهل بگیرم. کارم اینست که آنها را بهتر کنم.