ژاپنی
žâponi[ʒɒː.pʰo.níː]
اسم
- ژاپنی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مردمان ژاپن
دستور زبانِ Japaner
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Japaners
- جمع
- die Japaner
- تلفظ
- [jaˈpaːnɐ]
همهٔ صورتها
- Japaners
- Japanern
مثالها
Japaner tauschen Geschenke aus, um ihre Gefühle auszudrücken.
ژاپنیها هدایا را مبادله میکنند تا احساساتشان را بیان کنند.
Japaner sind allgemein zurückhaltend.
ژاپنیها عموما خوددار هستند.
Die Japaner ernähren sich von Reis.
ژاپنیها از برنج تغذیه میکنند.
Alle Anwesenden sind Japaner.
همهٔ حاضرین ژاپنی هستند.
Im Allgemeinen sind die Japaner höflich.
مردم ژاپن، بطور کلی مودب هستند.
Die Anzahl an Japanern, die von Brot leben, hat zugenommen.
تعداد ژاپنی هایی که نان می خورند افزایش یافته است.
Einige junge Japaner ziehen das Singledasein der Heirat vor.
بعضی جوانان ژاپنی ترجیح میدهند مجرد باشند تا اینکه ازدواج کنند.