فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

برزخ

تأییدنشده

barzax

der Isthmus جمع: die Isthmen اسم

اسم

  • برزخbarzaxبَرزَخ(strip of land)(isthmus)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • باریکه خاکیتأییدنشده
  • تنگه خالیتأییدنشده

دستور زبانِ Isthmus

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Isthmus
جمع
die Isthmen
تلفظ
[ˈɪstmʊs]
همهٔ صورت‌ها
  • Isthmenحالت نهادی، جمع
  • Isthmenحالت اضافی، جمع
  • Isthmenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Isthmenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها