فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ثبت موجودی

تأییدنشده

die Inventur جمع: die Inventuren اسم

اسم

  • ثبت موجودیثَبتِ موجودیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سیاهه برداریسیاهه بَرداریتأییدنشده
  • صورت موجودیصورَتِ موجودیتأییدنشده
  • فهرست برداریفِهرِست بَرداریتأییدنشده

دستور زبانِ Inventur

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Inventur
جمع
die Inventuren
تلفظ
[ɪnvɛnˈtuːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Inventurenحالت نهادی، جمع
  • Inventurenحالت اضافی، جمع
  • Inventurenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Inventurenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها