فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آدم فلج

تأییدنشده

der/die Invalide جمع: die Invaliden اسم

اسم

  • آدم فلجآدَمِ فَلَجتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ناقص العضوناقِص اُلعُضوتأییدنشده

دستور زبانِ Invalide

اسم

جنس دستوری
der/die (مذکر، مؤنث)
حالت اضافی
des/der Invaliden
جمع
die Invaliden
تلفظ
[ɪnvaˈliːdə]
همهٔ صورت‌ها
  • Invalidenحالت نهادی، جمع
  • Invalidenحالت اضافی، مفرد
  • Invalidenحالت اضافی، جمع
  • Invalidenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Invalidenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Invalidenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Invalidenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها