فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

علاقمند

تأییدنشده

der Interessent جمع: die Interessenten اسم

اسم

  • علاقمندعَلاقِمَندتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آدم ذی نفعآدَمِ ذی نَفعتأییدنشده

دستور زبانِ Interessent

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Interessenten
جمع
die Interessenten
تلفظ
[ɪntəʁɛˈsɛnt]
همهٔ صورت‌ها
  • Interessentenحالت نهادی، جمع
  • Interessentenحالت اضافی، مفرد
  • Interessentenحالت اضافی، جمع
  • Interessentenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Interessentenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Interessentenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Interessentenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها