فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تمامیت

تأییدنشده

die Integrität جمع: die Integritäten اسم

اسم

  • تمامیتتَمامیَتتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بی عیبیبی عِیبیتأییدنشده
  • راست‌کرداریتأییدنشده
  • درستکاریتأییدنشده
  • وجدانمندیتأییدنشده

دستور زبانِ Integrität

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Integrität
جمع
die Integritäten
تلفظ
[ɪnteɡʁiˈtɛːt], [Inteɡri"tEːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Integritätحالت نهادی، مفرد
  • Integritätحالت اضافی، مفرد
  • Integritätحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Integritätحالت مفعولی مستقیم، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها