فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گزش و نیش حشرات

تأییدنشده

der Insektenstich جمع: die Insektenstiche اسم

اسم

  • گزش و نیش حشراتتأییدنشده

دستور زبانِ Insektenstich

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Insektenstiches, des Insektenstichs
جمع
die Insektenstiche
تلفظ
[ɪnˈzɛktn̩ˌʃtɪç]
همهٔ صورت‌ها
  • Insektensticheحالت نهادی، جمع
  • Insektenstichesحالت اضافی، مفرد
  • Insektenstichsحالت اضافی، مفرد
  • Insektensticheحالت اضافی، جمع
  • Insektensticheحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Insektenstichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Insektensticheحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها