فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درون

تأییدنشده

darun, dorun[d̪æ.ɹúːn][d̪o.ɹúːn]

das Inneres اسم

اسم

  • درونdarun, dorunدَرون[d̪æ.ɹúːn][d̪o.ɹúːn](the inside of an enclosed structure)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اندرونandarun[ʔæn̪.d̪æ.ɹúːn](interior or inner part)تأییدنشده
  • داخلdâxelداخِل[d̪ɒː.xél̥](interior or inner part)(the inside of an enclosed structure)تأییدنشده

دستور زبانِ Inneres

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Inneren, des Innern
تلفظ
[ˈɪnəʁəs]
همهٔ صورت‌ها
  • Innerenحالت اضافی، مفرد
  • Innernحالت اضافی، مفرد
  • Inneremحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Innereحالت نهادی، مفرد
  • Innerenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Innernحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Innereحالت مفعولی مستقیم، مفرد

مثال‌ها

Ich scheine alles zu haben, aber im Inneren fühle ich eine Leere.

در ظاهر همه چیز دارم، اما در باطن حس پوچی دارم.

er tritt durch die Glastür ins Innere

از در شیشه ای به درون پا می نهاید

er tritt durch die Glastür ins Innere

از در شیشه به درون پا می نهاید

Im Inneren sind wir alle gleich.

ما همه در درون شبیه همدیگر هستیم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #4920336), cojiluc (fa #10812656), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #1495179), cojiluc (fa #12189446), tatoeba.org
منابع و مجوزها