فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ناحیه تجاری مرکزی

تأییدنشده

die Innenstadt جمع: die Innenstädte اسم

اسم

  • ناحیه تجاری مرکزیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مرکز شهرتأییدنشده

دستور زبانِ Innenstadt

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Innenstadt
جمع
die Innenstädte
تلفظ
[ˈɪnənˌʃtat]
همهٔ صورت‌ها
  • Innenstadtحالت نهادی، مفرد
  • Innenstädteحالت نهادی، جمع
  • Innenstadtحالت اضافی، مفرد
  • Innenstädteحالت اضافی، جمع
  • Innenstadtحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Innenstädtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Innenstadtحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Innenstädteحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Die Innenstadt ist das Herz der Stadt.

مرکز شهر قلب شهر است.

Elektroautos dürfen in der Innenstadt ohne Einschränkung fahren.

ماشین‌های الکتریکی اجازه دارند بدون محدودیت در مرکز شهر تردد کنند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #3422667), cojiluc (fa #8366383), tatoeba.org
  2. ۲: brauchinet (de #6584054), cojiluc (fa #7527260), tatoeba.org
منابع و مجوزها