فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تزریق کردن

تأییدنشده

Injektion geben عبارت

عبارت

  • تزریق کردنتَزریق کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سوزن زدنسوزَن زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ Injektion geben

عبارت

منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها