فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سرباز پیادهنظام

der Infanterist جمع: die Infanteristen اسم

اسم

  • سرباز پیادهنظامسَرباز پیاده نِظام
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تیراندازتیراَندازتأییدنشده
  • سرباز پیادهتأییدنشده

دستور زبانِ Infanterist

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Infanteristen
جمع
die Infanteristen
تلفظ
[ˈɪnfantəʁɪst]
همهٔ صورت‌ها
  • Infanteristenحالت نهادی، جمع
  • Infanteristenحالت اضافی، مفرد
  • Infanteristenحالت اضافی، جمع
  • Infanteristenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Infanteristenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Infanteristenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Infanteristenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها