فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صنعت

san'at[sæn.ʔæt̪ʰ]

die Industrie جمع: die Industrien اسم

اسم

  • صنعتsan'atصَنعَت[sæn.ʔæt̪ʰ](باستان‌شناسی)(businesses that produce goods)(industry)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • هوتخشی(businesses that produce goods)تأییدنشده

دستور زبانِ Industrie

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Industrie
جمع
die Industrien
تلفظ
[ɪndʊsˈtʁiː]
همهٔ صورت‌ها
  • Industrienحالت نهادی، جمع
  • Industrienحالت اضافی، جمع
  • Industrienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Industrienحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

die Industrie ist dabei, Profit abzuwerfen

صنعت به مرحلهٔ بهره برداری رسید

die Industrie ist dabei, Gewinn zu erzielen

صنعت به مرحلهٔ بهره برداری رسید

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها