فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ایمپلنت

تأییدنشده

das Implantat جمع: die Implantate اسم

اسم

  • ایمپلنتتأییدنشده

دستور زبانِ Implantat

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Implantats, des Implantates
جمع
die Implantate
تلفظ
[ɪmplanˈtaːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Implantateحالت نهادی، جمع
  • Implantatsحالت اضافی، مفرد
  • Implantatesحالت اضافی، مفرد
  • Implantateحالت اضافی، جمع
  • Implantateحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Implantatenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Implantateحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها