فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شمایل کشی

تأییدنشده

die Ikonographie جمع: die Ikonographien اسم

اسم

  • شمایل کشیشَمایِل کِشیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • صورت نگاریصورَت نِگاریتأییدنشده

دستور زبانِ Ikonographie

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Ikonographie
جمع
die Ikonographien
تلفظ
[ikonoɡʁaˈfiː]
همهٔ صورت‌ها
  • Ikonographieحالت نهادی، مفرد
  • Ikonographienحالت نهادی، جمع
  • Ikonographieحالت اضافی، مفرد
  • Ikonographienحالت اضافی، جمع
  • Ikonographieحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Ikonographienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ikonographieحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Ikonographienحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها