نادانی
اسم
- نادانی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بی اعتنائی
دستور زبانِ Ignoranz
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Ignoranz
- تلفظ
- [ɪɡnoˈʁant͡s]
مثالها
Ignoranz ist nicht Nichtwissen, sondern Nichtwissenwollen.
جهل نه نادانی، بلکه خواستار نادانی بودن است.
Auch Dummheit und Ignoranz können wachsen.
حتی حماقت و نادانی میتوانند رشد یابند.