ایده
ide[ʔiː.d̪é]
اسم
- ایده
- فکر
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اندیشه
- مثال
- پندار
- پنداشت
- انگاره
- زیور ذهن
- صورت ذهنی
- مفهوم
دستور زبانِ Idee
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Idee
- جمع
- die Ideen
- تلفظ
- [iˈdeː]
همهٔ صورتها
- Ideen
- Ideen
- Ideen
- Ideen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
In Konferenzen werden keine guten Ideen geboren. Aber viele schlechte sterben.
در کنفرانسها هیچ ایدهٔ خوبی متولد نمیشود. امابسیاری ایدهٔ بد از بین میروند.
Das ist die Idee eines Laien.
این ایدهٔ یک ناآشنا است.
Er hat meine Idee verspottet.
او ایدهٔ مرا مسخره کرد.
Das ist eine schlechte Idee.
این یک ایدهٔ بد است.
Meine Idee beginnt, Gestalt anzunehmen.
ایدهٔ من شروع به شکل گرفتن میکند.
Demagogie ist die Fähigkeit, die kleinsten Ideen in die größten Worte zu kleiden.
عوامفریبی قابلیت پوشاندن ایدههای کوچک با کلمات بزرگ است.
Wessen Idee ist das?
این ایدهٔ کیست؟
Reine Mathematik ist, in seiner Art, die Poesie logischer Ideen.
ریاضیات ناب، در نوع خود، شعری از ایدههای منطقی است.
Das ist eine blöde Idee.
این یک ایدهٔ احمقانه است.
Nichts ist stärker als eine Idee, deren Zeit gekommen ist!
هیچ چیز از ایدهای که زمان آن فرا رسیده است، قویتر نیست!