فرضیه
اسم
- فرضیه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- انگاشته
- پنداشته
دستور زبانِ Hypothese
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Hypothese
- جمع
- die Hypothesen
- تلفظ
- [ˌhypoˈteːzə]
همهٔ صورتها
- Hypothesen
- Hypothesen
- Hypothesen
- Hypothesen
مثالها
Alle Thesen sind Hypothesen.
همهٔ نظریات فرضیات هستند.
Alle Thesen sind Hypothesen.
همهٔ نظریات فرضیاتند.
Hypothesen sind Wiegenlieder, womit der Lehrer seine Schüler einlullt.
فرضیهها لالاییهایی هستند که یک معلم شاگردانش را با آن میخواباند.