فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سم

samm, som[sæm(ː)][som]

der Huf جمع: die Hufe اسم

اسم

  • سمsamm, somسُم[sæm(ː)][som](tip of a toe of ungulates)(hoof)(mit Hornsubstanz ummantelter Fuß von Unpaarhufern)
  • سپل(tip of a toe of ungulates)

دستور زبانِ Huf

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Hufes, des Hufs
جمع
die Hufe
تلفظ
[huːf]
همهٔ صورت‌ها
  • Hufeحالت نهادی، جمع
  • Hufesحالت اضافی، مفرد
  • Hufsحالت اضافی، مفرد
  • Hufeحالت اضافی، جمع
  • Hufeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Hufenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Hufeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها