فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تومور مغزی

تأییدنشده

der Hirntumor جمع: die Hirntumoren, die Hirntumore اسم

اسم

  • تومور مغزیتأییدنشده

دستور زبانِ Hirntumor

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Hirntumors
جمع
die Hirntumoren, die Hirntumore
تلفظ
[ˈhɪʁntuˌmoːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Hirntumorحالت نهادی، مفرد
  • Hirntumorenحالت نهادی، جمع
  • Hirntumoreحالت نهادی، جمع
  • Hirntumorsحالت اضافی، مفرد
  • Hirntumorenحالت اضافی، جمع
  • Hirntumoreحالت اضافی، جمع
  • Hirntumorحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Hirntumorenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Hirntumorحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Hirntumorenحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Hirntumoreحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها