فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مننژ

تأییدنشده

die Hirnhaut جمع: die Hirnhäute اسم

اسم

  • مننژ(membrane)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اغشی دماغاَغشی دَماغتأییدنشده
  • شامهگانتأییدنشده
  • پاشام مغزپاشامِ مَغزتأییدنشده

دستور زبانِ Hirnhaut

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Hirnhaut
جمع
die Hirnhäute
تلفظ
[ˈhɪʁnˌhaʊ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • Hirnhautحالت نهادی، مفرد
  • Hirnhäuteحالت نهادی، جمع
  • Hirnhautحالت اضافی، مفرد
  • Hirnhäuteحالت اضافی، جمع
  • Hirnhautحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Hirnhäutenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Hirnhautحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Hirnhäuteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها