فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خونریزی مغزی

تأییدنشده

die Hirnblutung جمع: die Hirnblutungen اسم

اسم

  • خونریزی مغزیخونریزی مَغزیتأییدنشده

دستور زبانِ Hirnblutung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Hirnblutung
جمع
die Hirnblutungen
تلفظ
[ˈhɪʁnˌbluːtʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Hirnblutungحالت نهادی، مفرد
  • Hirnblutungenحالت نهادی، جمع
  • Hirnblutungحالت اضافی، مفرد
  • Hirnblutungenحالت اضافی، جمع
  • Hirnblutungحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Hirnblutungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Hirnblutungحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Hirnblutungenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها