فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مغز

maġz[mæɢz]

das Hirn جمع: die Hirne اسم

اسم

  • مغزmaġzمَغز[mæɢz](غذا)(organ)(brain)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مخmoxمُختأییدنشده
  • دماغdamâġدَماغ[d̪æ.mɒ́ːɢ̥](organ)کهنتأییدنشده

دستور زبانِ Hirn

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Hirns, des Hirnes
جمع
die Hirne
تلفظ
[hɪʁn]
همهٔ صورت‌ها
  • Hirneحالت نهادی، جمع
  • Hirnsحالت اضافی، مفرد
  • Hirnesحالت اضافی، مفرد
  • Hirneحالت اضافی، جمع
  • Hirneحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Hirnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Hirneحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها