فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کمین

kamin[kʰʲæ.míːn]

der Hinterhalt جمع: die Hinterhalte اسم

اسم

  • کمینkaminکَمین[kʰʲæ.míːn](act)(ambush)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کمینگاهکَمین گاهتأییدنشده
  • مخفی گاهمَخفی گاهتأییدنشده

دستور زبانِ Hinterhalt

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Hinterhalts, des Hinterhaltes
جمع
die Hinterhalte
تلفظ
[ˈhɪntɐˌhalt]
همهٔ صورت‌ها
  • Hinterhalteحالت نهادی، جمع
  • Hinterhaltsحالت اضافی، مفرد
  • Hinterhaltesحالت اضافی، مفرد
  • Hinterhalteحالت اضافی، جمع
  • Hinterhalteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Hinterhaltenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Hinterhalteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها