فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

باز ماندگان

تأییدنشده

die Hinterbliebene جمع: die Hinterbliebene, die Hinterbliebenen اسم

اسم

  • باز ماندگانباز ماندِگانتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زاد و رودزاد و رَوَدتأییدنشده

دستور زبانِ Hinterbliebene

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Hinterbliebener, der Hinterbliebenen
جمع
die Hinterbliebene, die Hinterbliebenen
تلفظ
[hɪntɐˈbliːbənə]
همهٔ صورت‌ها
  • Hinterbliebenerحالت اضافی، مفرد
  • Hinterbliebenerحالت اضافی، جمع
  • Hinterbliebenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Hinterbliebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Hinterbliebenenحالت نهادی، جمع
  • Hinterbliebenenحالت اضافی، مفرد
  • Hinterbliebenenحالت اضافی، جمع
  • Hinterbliebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Hinterbliebenenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها