فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ضربات قلب

تأییدنشده

der Herzschlag جمع: die Herzschläge اسم

اسم

  • ضربات قلبضَرَباتِ قَلبتأییدنشده

دستور زبانِ Herzschlag

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Herzschlags, des Herzschlages
جمع
die Herzschläge
تلفظ
[ˈhɛʁt͡sˌʃlaːk]
همهٔ صورت‌ها
  • Herzschlagحالت نهادی، مفرد
  • Herzschlägeحالت نهادی، جمع
  • Herzschlagsحالت اضافی، مفرد
  • Herzschlagesحالت اضافی، مفرد
  • Herzschlägeحالت اضافی، جمع
  • Herzschlagحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Herzschlageحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Herzschlägenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Herzschlagحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Herzschlägeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

er erlitt einen Herzschlag

سکته ای عارضش شد

der Herzschlag verlangsamt sich

تپش قلب کند می شود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها