حاکم
hâkem[hɒː.kʰʲém]
اسم
- حاکم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- حکمران
- متبوع
- فرمانروا
- شاه
دستور زبانِ Herrscher
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Herrschers
- جمع
- die Herrscher
- تلفظ
- [ˈhɛʁʃɐ]
همهٔ صورتها
- Herrschers
- Herrschern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Der Pharao ist der Herrscher Ägyptens.
فرعون فرمانروای مصر بود.
Der Zar war der Herrscher Russlands.
تزار فرمانروای روسیه بود.
Der Zar war der Herrscher Russlands.
تزار شهریار روسیه بود.