فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دسته

تأییدنشده

daste[d̪æs.t̪ʰe]

der Henkel جمع: die Henkel اسم

اسم

  • دستهdasteدَسته[d̪æs.t̪ʰe](part of an object held in the hand when used or moved)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دستگیرهدَست گیرهتأییدنشده

دستور زبانِ Henkel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Henkels
جمع
die Henkel
تلفظ
[ˈhɛŋkl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Henkelsحالت اضافی، مفرد
  • Henkelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Kleine Töpfe haben große Henkel.

کوزه‌های کوچک دستهٔ بزرگ دارند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5006920), cojiluc (fa #6905929), tatoeba.org
منابع و مجوزها