دستیار
تأییدنشده
dastyâr[d̪æst̪ʰ.jɒ́ːɹ]
der Helfer جمع: die Helfer اسم
اسم
- دستیارdastyârدَستیار[d̪æst̪ʰ.jɒ́ːɹ](one who helps)(person or persons who provides assistance with some task)(person who assists)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- باورbâvarباوَر[bɒː.vǽɹ]تأییدنشده
- حامیhâmi[hɒː.míː]تأییدنشده
- یارyâr[jɒːɹ]تأییدنشده
- پاکارتأییدنشده
- یاروریاروَرتأییدنشده
- آسیستان(one who helps)(person who assists)تأییدنشده
- یاورyâvar[jɒː.vǽɹ](one who helps)(person who assists)تأییدنشده
دستور زبانِ Helfer
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Helfers
- جمع
- die Helfer
- تلفظ
- [ˈhɛlfɐ]
همهٔ صورتها
- Helferحالت نهادی، مفرد
- Helferحالت نهادی، جمع
- Helfersحالت اضافی، مفرد
- Helferحالت اضافی، جمع
- Helferحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Helfernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Helferحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Helferحالت مفعولی مستقیم، جمع
مثالها
Die Helfer sind unterwegs.
کمک کنندگان در راهند.
der Helfer hat den größten Nutzen
آتش از آتش گل کند
منابع و ارجاعها
- ۱: Esperantostern (de #5073949), cojiluc (fa #7263133), tatoeba.org
- ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها