فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دستیار

تأییدنشده

dastyâr[d̪æst̪ʰ.jɒ́ːɹ]

der Helfer جمع: die Helfer اسم

اسم

  • دستیارdastyârدَستیار[d̪æst̪ʰ.jɒ́ːɹ](one who helps)(person or persons who provides assistance with some task)(person who assists)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • باورbâvarباوَر[bɒː.vǽɹ]تأییدنشده
  • حامیhâmi[hɒː.míː]تأییدنشده
  • یارyâr[jɒːɹ]تأییدنشده
  • پاکارتأییدنشده
  • یاروریاروَرتأییدنشده
  • آسیستان(one who helps)(person who assists)تأییدنشده
  • یاورyâvar[jɒː.vǽɹ](one who helps)(person who assists)تأییدنشده

دستور زبانِ Helfer

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Helfers
جمع
die Helfer
تلفظ
[ˈhɛlfɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Helferحالت نهادی، مفرد
  • Helferحالت نهادی، جمع
  • Helfersحالت اضافی، مفرد
  • Helferحالت اضافی، جمع
  • Helferحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Helfernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Helferحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Helferحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Die Helfer sind unterwegs.

کمک کنندگان در راهند.

der Helfer hat den größten Nutzen

آتش از آتش گل کند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5073949), cojiluc (fa #7263133), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها