فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ابتهاج

تأییدنشده

die Heiterkeit جمع: die Heiterkeiten اسم

اسم

  • ابتهاجاِبتِهاجتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شادآبیتأییدنشده
  • فرحفَرَحتأییدنشده
  • نشاط زندگینِشاطِ زِندِگیتأییدنشده

دستور زبانِ Heiterkeit

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Heiterkeit
جمع
die Heiterkeiten
تلفظ
[ˈhaɪ̯tɐkaɪ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • Heiterkeitenحالت نهادی، جمع
  • Heiterkeitenحالت اضافی، جمع
  • Heiterkeitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Heiterkeitenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Auf Trauer folgt Heiterkeit.

پس از غم شادی می‌آید.

Heiterkeit ist der Himmel, unter dem alles gedeiht.

شادی آسمانی است که زیر آن همه چیز رشد می کند.

Freude und Heiterkeit erfüllen das Leben

شادابی و سرزندگی حیات را پر می کنند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Yorwba (de #12852512), cojiluc (fa #13122598), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1899190), Pedraam (fa #7955955), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها