اهرم
ahrom[ʔæɦ.ɹóm]
اسم
- اهرم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دسته
- قفل مفصل
دستور زبانِ Hebel
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Hebels
- جمع
- die Hebel
- تلفظ
- [ˈheːbl̩]
همهٔ صورتها
- Hebels
- Hebeln
مثالها
Wir müssen alle Hebel in Bewegung setzen, um diesen Plan auszuführen.
ما باید همهٔ اهرمها را در حرکت قرار دهیم تا این طرح را هدایت کنیم.
Wissenschaft und Religion sind die beiden Hebel der menschlichen Intelligenz.
علم و مذهب هر دو اهرمهای هوش انسانی هستند.