فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اهرم

ahrom[ʔæɦ.ɹóm]

der Hebel جمع: die Hebel اسم

اسم

  • اهرمahromاَهرُم[ʔæɦ.ɹóm](rigid piece)(lever)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دستهdasteدَسته[d̪æs.t̪ʰe](Griff)تأییدنشده
  • قفل مفصلتأییدنشده

دستور زبانِ Hebel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Hebels
جمع
die Hebel
تلفظ
[ˈheːbl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Hebelsحالت اضافی، مفرد
  • Hebelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Wir müssen alle Hebel in Bewegung setzen, um diesen Plan auszuführen.

ما باید همهٔ اهرمها را در حرکت قرار دهیم تا این طرح را هدایت کنیم.

Wissenschaft und Religion sind die beiden Hebel der menschlichen Intelligenz.

علم و مذهب هر دو اهرم‌های هوش انسانی هستند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Dejo (de #732449), cojiluc (fa #12853965), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #3068661), cojiluc (fa #7099362), tatoeba.org
منابع و مجوزها