فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رنگ پوست انسان

تأییدنشده

die Hautfarbe جمع: die Hautfarben اسم

اسم

  • رنگ پوست انسانتأییدنشده

دستور زبانِ Hautfarbe

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Hautfarbe
جمع
die Hautfarben
تلفظ
[ˈhaʊ̯tˌfaʁbə]
همهٔ صورت‌ها
  • Hautfarbenحالت نهادی، جمع
  • Hautfarbenحالت اضافی، جمع
  • Hautfarbenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Hautfarbenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Beurteilen Sie andere nicht nach ihrer Hautfarbe.

دیگران را بر مبنای رنگ پوستشان قضاوت نکنید.

Das Chamäleon kann seine Hautfarbe ändern.

آفتاب پرست می تواند رنگ پوستش را تغییر دهد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #383060), cojiluc (fa #7645453), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #4150282), manelie (fa #12165386), tatoeba.org
منابع و مجوزها