فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دم

تأییدنشده

dom, dam[d̪om][d̪æm]

der Hauch جمع: die Hauche اسم

اسم

  • دمdom, damدَم[d̪om][d̪æm]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پفpof[pʰof](sharp exhalation of a small amount of breath through the mouth)کم‌کاربردتأییدنشده
  • نفخهنَفخهتأییدنشده
  • فوتfut, fowt[fowt̪ʰ](sharp exhalation of a small amount of breath through the mouth)تأییدنشده

دستور زبانِ Hauch

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Hauchs, des Hauches
جمع
die Hauche
تلفظ
[haʊ̯x]
همهٔ صورت‌ها
  • Haucheحالت نهادی، جمع
  • Hauchsحالت اضافی، مفرد
  • Hauchesحالت اضافی، مفرد
  • Haucheحالت اضافی، جمع
  • Haucheحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Hauchenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Haucheحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

beim geringsten Hauch auflodern

به اندک نسیمی بر افروختن

منابع و ارجاع‌ها