فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چنگ زن

تأییدنشده

der Harfenspieler جمع: die Harfenspieler اسم

اسم

  • چنگ زنچَنگ زَنتأییدنشده

دستور زبانِ Harfenspieler

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Harfenspielers
جمع
die Harfenspieler
تلفظ
[ˈhaʁfn̩ˌʃpiːlɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Harfenspielerحالت نهادی، مفرد
  • Harfenspielerحالت نهادی، جمع
  • Harfenspielersحالت اضافی، مفرد
  • Harfenspielerحالت اضافی، جمع
  • Harfenspielerحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Harfenspielernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Harfenspielerحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Harfenspielerحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها