فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ایست

تأییدنشده

Halten نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • ایستتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • توقفtavaġġofتَوَقف[t̪ʰæ.væʁ.ɢóf]تأییدنشده
  • وقفهvaqfeوَقفه[væʁ.fé]تأییدنشده
  • تملکtamallokتَمَلُک[t̪ʰæ.mæl.lókʰʲ](Ergreifen)تأییدنشده

دستور زبانِ Halten

نوع واژه نامشخص

مثال‌ها

Halten Sie sich einen Platz fürs Essen frei

شکمتان را صابون بمالید

Halten Sie bitte kurz still!

لطفا چند دقیقه آرام بمانید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

mit dem Halten feuriger Reden

با ایراد نطقهای آتشین

Halten Sie das Seil fest.

طناب را سفت نگهدار.

ترجمهٔ غیرمستقیم

es gab kein Halten

اما ابایی نداشتم

Er hob die Hand, um damit ein Taxi zum Halten zu bringen.

او دستش را بالا برد تا تاکسی را متوقف کند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #2658832), AsliAbbasi (fa #1674332), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: nexx (de #11741167), cojiluc (fa #9971635), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: Sudajaengi (de #917597), AsliAbbasi (fa #634901), tatoeba.org
منابع و مجوزها