حبس
habs[hæbs]
اسم
- حبس
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- زندان
- بازدشت
دستور زبانِ Haft
اسم
- جنس دستوری
- die/der (مؤنث، مذکر)
- حالت اضافی
- der/des Haft, der/des Hafts, der/des Haftes
- جمع
- die Hafte
- تلفظ
- [haft]
همهٔ صورتها
- Hafte
- Hafts
- Haftes
- Hafte
- Haften
- Hafte
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Seit ihrer Entlassung aus der Haft ist sie ein anderer Mensch geworden.
از زمان رهایی از زندان او فرد دیگری شده است.
jem. in Haft halten
کسی را در بازداشت نگه داشتن
jem. in Haft nehmen
کسی را محبوس کردن
sie sind in Haft
آنها در بازداشت هستند