فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حبس

تأییدنشده

habs[hæbs]

die/der Haft جمع: die Hafte اسم

اسم

  • حبسhabsحَبس[hæbs]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زندانzendânزِندان[zen̪.d̪ɒ́ːn]تأییدنشده
  • بازدشتبازدَشتتأییدنشده

دستور زبانِ Haft

اسم

جنس دستوری
die/der (مؤنث، مذکر)
حالت اضافی
der/des Haft, der/des Hafts, der/des Haftes
جمع
die Hafte
تلفظ
[haft]
همهٔ صورت‌ها
  • Hafteحالت نهادی، جمع
  • Haftsحالت اضافی، مفرد
  • Haftesحالت اضافی، مفرد
  • Hafteحالت اضافی، جمع
  • Haftenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Hafteحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Seit ihrer Entlassung aus der Haft ist sie ein anderer Mensch geworden.

از زمان رهایی از زندان او فرد دیگری شده است.

jem. in Haft halten

کسی را در بازداشت نگه داشتن

jem. in Haft nehmen

کسی را محبوس کردن

sie sind in Haft

آنها در بازداشت هستند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: PeterR (de #1344531), cojiluc (fa #7980765), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها