نگهبان
negahbân[ne.ɡʲæɦ.bɒ́ːn]
اسم
- نگهبان
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پاسبان
دستور زبانِ Hüter
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Hüters
- جمع
- die Hüter
- تلفظ
- [ˈhyːtɐ]
همهٔ صورتها
- Hüter
- Hüter
- Hüters
- Hüter
- Hüter
- Hütern
- Hüter
- Hüter
مثالها
Da sprach der Herr zu Kain: Wo ist dein Bruder Abel? Er sprach: Ich weiß nicht; soll ich meines Bruders Hüter sein?
و خداوند به قابیل گفت، «برادرت هابیل کجاست؟» و او گفت، «نمیدانم. آیا من نگهبان برادرم هستم؟»
Gott sagte zu Kain: "Wo ist dein Bruder Abel?" Er sagte: "Ich weiß es nicht. Bin ich der Hüter meines Bruders?"
و خداوند به قابیل گفت، «برادرت هابیل کجاست؟» و او گفت، «نمیدانم. آیا من نگهبان برادرم هستم؟»