پوشش
pušeš[pʰuː.ʃéʃ]
die Hülle جمع: die Hüllen اسم
اسم
- پوششpušešپوشِش[pʰuː.ʃéʃ](die äußere Schicht von etwas)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- روکشروکِش(eine Verpackung)تأییدنشده
- رویهraviye, ruyeرَویه[ɹæ.vi.jé][ɹuː.jé](die äußere Schicht von etwas)تأییدنشده
- جلدjeldجِلدتأییدنشده
- پوستهpuste[pʰuːs.t̪ʰé]تأییدنشده
دستور زبانِ Hülle
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Hülle
- جمع
- die Hüllen
- تلفظ
- [ˈhʏlə]
همهٔ صورتها
- Hülleحالت نهادی، مفرد
- Hüllenحالت نهادی، جمع
- Hülleحالت اضافی، مفرد
- Hüllenحالت اضافی، جمع
- Hülleحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Hüllenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Hülleحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Hüllenحالت مفعولی مستقیم، جمع
مثالها
jem. etwas in Hülle und Fülle geben
چیزی را به کسی اضافه کردن
in Hülle und Fülle
بحد وفور
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
- ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها