فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شنونده

der Hörer جمع: die Hörer اسم

اسم

  • شنوندهشِنَوَنده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گوشیguši[ɡ̥uː.ʃíː](telephone handset)تأییدنشده
  • سامعsâme'سامِع[sɒː.meʔ]تأییدنشده
  • گوشنشینگوشنِشینتأییدنشده

دستور زبانِ Hörer

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Hörers
جمع
die Hörer
تلفظ
[ˈhøːʁɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Hörerحالت نهادی، مفرد
  • Hörerحالت نهادی، جمع
  • Hörersحالت اضافی، مفرد
  • Hörerحالت اضافی، جمع
  • Hörerحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Hörernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Hörerحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Hörerحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

halten Sie den Hörer einen Moment

گوشی خدمتتان

dass es im Gedächtnis des Hörers Gestalt gewann

که در خاطر شنونده نقش میبست

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها